در این هیاهو که در دنیای وب بر پاست گاهی و‌سایت‌های پرطمطراق و پر هزینه - که معلوم هم نیست از کجا ارتزاق می‌کنند شدیدترین انتقادها را با غیرمنصفانه‌ترین رویکردها از همه‌ی ارکان زندگی مردم گرفته تا اصول اولیه تعریف شده در چهارچوب حاکمیت نظام جمهوری اسلامی ایران را درج می‌کنند - مانند همین سایت های الف و تابناک و فارس نیوز و رجا نیوز و کلمه و ... - نمی‌دانم چرا گیر داده‌اند به این وبلاگ فکسنی ما که در هیچ جای این کره‌ی نه چندان گرد اینترت محلی از اعراب ندارد؟! هر روز به یک بهانه یکی اسیرمان می‌کند. یک بار در خانه‌ام را می‌گیرند، یکبار سیستم‌هایم را توقیف می‌کنند  - سیستم‌هایم با کش و نخ بستم‌شان، چون پیچ‌هایش همه در گذر ایام و چرخش‌های دست به دست تا به من رسیده همه ریخته و بیم آن می‌رود که هر آن زهوارش در برود - حالا هم که در حال محاکمه‌ام که چرا می‌نویسی؟! و حالا گیریم که بهت لطف شده و اجازه پیدا کردی بنویسی چرا انتقاد می‌کنی؟ و حالا که نوشتی چرا انتقاد می‌کنی و نظرت را می‌نویسی؟ ما که دل در گرو یک روستا بستیم و تمام هم و غم زندگی‌امان را گذاشته‌ایم که بلکه دردی از دردهای مزمن و پیشرونده‌ی این روستا کم کنیم چرا اذیت می‌کنید؟ نه حقوق کافی، نه اختیارات لازم، نه حمایت اصولی و ... ما که چیزی نخواستیم. چرا نمی‌گذارید با درد خودمان بمیریم؟

 یک مسول گرامی در میان آن همه ظلمی که در وبلاگ اشاره کرده‌ام که بر من و ما رفته است تنها این جمله را دیده که : در دادگاه شهرستان احتمال اعمال نظر پرونده‌ي مديران وجود دارد بنابراين راي عدم صلاحيت خورد و به دادسراي همدان رفت و این شده پیراهن عثمان که تو نشر اکاذیب کرده‌ای و بایستی جواب بدی.

حالا هی قسم حضرت عباس بخور که ما منظورمان این است که قانون‌گذار برای جلوگیری از فشار بر قضات شریف دادگاه در جریان رسیدگی به اتهامات مطروحه در پرونده‌های مدیران. قانونی وضع کرده که این پرونده‌ها در دادگاه مرکز استان رسیدگی شود. مگه به خرج کسی می‌رود؟

 در پست صداقت من به چه دردم خورد؟، جناب محمد درویش نوشته بودند: واقعن متاسفم ... چرا باید کاری کنیم که همه ترجیح دهند که اصلن دیکته ننویسند تا مبادا غلطی از آن درنیاید؟

  درویش جان بیا تماشا کن دیکته و دیکته نویس و مصصح آنرا!

   ما که هم به چشم دیده‌ایم و هم هر جا که توانسته‌ایم با این زبان الکن گفته‌ایم از چشم‌امان ناراستی دیده‌ایم اما از دادگاه شهرستان بهار و - تا آنجایی که برای ما بوده - از دادگاه‌های استان همدان جز دادگری ندیده‌ایم پس چرا حالا ...؟

   واقعن هم اگر تمام دادگاههای ما مثل این شعباتی که ما گذرمان افتاده است اینگونه قضاوت کنند چه کسی است که از دادگاه ابراز رضایت و امنیت نکند؟

  خدا عاقبت همه‌ی ما را به خیر کند.