اينروزها دهياري و توزيع سهام عدالت و ...

   در اين اثناي انتخابات دهياري بدجوري سرش شلوغ شده، برگه هاي سهام عدالت مرحله دوم را توزيع مي كرديم كه اخبار صدا و سيما مرتب اعلام مي كرد كه : كساني كه در سال 86 تعرفه هاي سهام عدالت را دريافت كرده اند براي دريافت سود سهام اشان به دهياري يا بخشداري مراجعه كنند،هركس هم سؤال مي كرد درمانده از پاسخ ، تكذيب ميكردم، ساعت 10 شب به كارمندان بخشداري تماس گرفتم و پرسيدم كه اين دوستان هم خيلي مطلع نبودند.تا اينكه بالاخره فردا مشخص شد كه قرار است برگه هاي سود سهام را بخشداريها و سپس دهياريها تحويل گرفته و بين مردم توزيع نمايند. كه البته بخش مركزي بعد 5 روز هم اين برگه ها را تحويل نگرفته تا توزيع كند. اينها در حالي است كه مسؤل توزيع اين داستان در اصل تعاونيهاي سهام عدالت است كه دارد به دهياريها تحميل مي شود، تقريبا به طور كلي كار دهياري معطوف گرديده به توزيع و جمع آوري برگه هاي سهام عدالت و سود سهام و گير و دار حاشيه آن. نمي دانم اين همه تعجيل براي چيست؟!

بازدید از چاههای روباز

     در پی شکایت ( که به شکلی بسیار نا صحیح مطرح شد) عده ای از اهالی در مورد آلوده بودن جوی آبی که در جهت غرب به شرق و تقریبا از مرکز روستا و جنب مسجد عبور کرده و در فصول تر سال پر آب است و بعد هم خشک می شود( البته آبهای جاری خانه ها همواره از آن عبور می کند) و به علت تجمع زباله و انتقال چاههای فاضلاب خانگی سبب ایجاد آلودگی زیادی در اطراف جوی آب شده بود، براي حل اين مشكل دست به كار شدم.

   بعد ازهماهنگی های لازم با شبکه بهداشت شهرستان(که نماینده شبکه از همکاری امتناع کرد) به اتفاق بهورز, رییس شورای اسلامی و یکی از شاکیان به نمایندگی از بقیه, تمام خانه های هدف را بازدید کردیم, از میان 42 خانه ای که مورد بازدید قرار گرفتند, 9 خانه چاه فاضلاب نداشتند و 3 خانه هم غیر بهداشتی بود اما بقیه مناسب بودند, به صاحبان آن خانه ها اخطار ده روزه دادیم و قرار گذاشتیم بعد از ده روز اگر چاه فاضلاب مناسب احداث و فاضلاب را به آن منتقل نکنند از طریق مجاری قانونی با آنها برخورد شود.         

    جای خوشبختی است که همگی استقبال کردند و با گشاده رویی برخورد کردند, انگار منتظر بودند یکی به آنها این مورد را تذکر دهد. در ضمن این بازدیدها و صحبت با تمام خانواده های ساکن در اطراف جوی مذکور قرار شد که زباله های پراکنده در اطراف خانه ها هم توسط ساکنین جمع آوری و به پیک بهداشت که حدود ده روز است که برای سومین بار از ابتداي تأسيس دهياري فعال شده است تحویل گردد و من بعد هم ساكنين اين منطقه از روستا از انتشار این زباله ها توسط سایرین ممانعت کنند.

   در روستا شبکه فاضلاب وجود ندارد و تا کنون هیچ برنامه ی مشخصی برای آن تعریف نشده است و معلوم نیست به چه سرنوشتی می انجامد 

جمع آوري زباله

براي بار سوم جمع آوري زباله را شروع كرديم. دو بار در سالهاي 86 و 87 اين كار را انجام داديم ولي بيش از سه ماه ادامه پيدا نكرد. قبل از تاسيس دهياري زباله ها را عموما داخل رودخانه هاي روستا مي ريختند، درصدي از اهالي هم آن را مي سوزاندند، البته در اين چند سال اخير است كه توليد زباله در روستا تا به اين حد افزايش يافته و براي روستا به صورت معضل بدل گشته. تا حدود ده پانزده سال پيش زباله هاي روستا عبارت بودند از تفاله هاي ميوه كه به مصرف دام مي رسيدند، پسماند غذا كه يا به مصرف سگ و گربه يا طيور مي رسيد و ساير زباله هاي پلاستيكي، كاغذي، فلز يا پارچه و ... هم كه  يا توسط دوره گردها خريداري مي شد يا سوزانده مي شد.اما در اين چند ساله با تغيير الگو و ميزان مصرف و نيز تغيبر در نحوه زندگي ميزان زباله به طور چشمگيري افزايش يافته است، اين تغييرات شامل چند دسته اند.

1 – مشاغل روستا تغيير يافته  و دامداري و توليد لبنيات كاهش يافته و مواد لبني به صورت بسته بندي خريداري مي شود.

2 – ساير مواد مصرفي هم كه قبلا به صورت فله اي در مغازه ها عرضه مي شد، امروزه به صورت بسته بندي ارائه مي شود.

3 – استفاده روز افزون از نوشابه هايي كه در بطري هاي پلاستيكي و عموما يك و نيم ليتري عرضه مي شود و يكي از زباله هاي دردسر ساز محيط شده است.

3 –ساختمان با مصالح جديد احداث مي گردد و نخاله هاي آن نيز سهمي در توليد زباله روستا پيدا كرده است.

   دهياريها در حال حاضر با وجود سطح درآمد بسيار پايين در روستا بستر مناسب براي اخذ عوارض متناسب با نياز مديريتي در روستا را ندارند تا دهياري عملا كار جمع آوري زباله را با پيمانكار بخش خصوصي انجام دهد و در دو تجربه قبلي هم به خاطر عدم پرداخت به موقع دستمزد پيمانكار جمع آوري زباله از طرف اهالي اين كار متوقف گرديد، تا ببينيم اين بار به چه سرنوشتي دچار مي گردد.

 

اعتياد در روستا

  در گذشته اي نزديك به نيم قرن پيش از اين در  روستا فقط عده ي بسيار كمي مواد مخدر مصرف مي كردند، تنها كساني كه به نوعي مي توان گفت قشر ممتازي بوده اند. - یکی شاعر بود یکی دعا نویس یکی کدخدا...- و مواد مخدر به ترياك تنها محدود بود و آن هم از طريق يكي از مغازه دارهاي روستا كه هم اكنون هم زنده است و تا كنون نيز لب به هيچ موادي نزده و حتي سيگار هم نكشيده توزيع مي شده است. اما امروزه انواع مختلفي از مواد مخدر در روستا يافت مي شود، هر نوعي كه در شهر پيدا شود در روستا هم امكان مصرف اش هست! تعداد معتادهاي روستا رو به افزايش و سن مصرف رو به كاهش است، شغل مواد فروشي هم كه پر سود است و به حمداله پر مشتري،مخصوصا اين مواد جديد كه به سرعت در حال گسترش است و سريع افراد مبتلايش را تا به حد مرگ ضعيف مي كند، نمي دانم چرا به اين سرعت اعتياد قبحش شكست و مصرف مواد شايع شد اما مي دانم اين بلا زير بناي بلاياي بعدي از جمله، نا امني، سرقت، شرارت و ساير ناهنجاريهاي اجتماعي است، ممكن است از نبود نشاط در اجتماع سرچشمه بگيرد، شايد از فقر روزافزون در روستاها باشد، احتمال دارد از ارزاني فراواني و در دسترس بودن مواد باشد يا هر دليل ديگر. اما مي دانم كه دارد آن يك ذره زيبايي و پاكي روستا را نيز مضمحل مي كند.

  خدا پدرش را بيامرزد بيل ويلسون يا هر باني ديگري که داشت اين NA. در روستاهايي كه اين تشكيلات فعال است عده اي از معتادان را نجات مي دهد و انصافا تغييري ژرف در جهت انسان پاك شدن در آنها ايجاد مي كند، اما اين لامذهب اعتياد سرعت گسترشش سريعتر است و دامنه تخريب اش بيشتر.

ما گفتيم كه گفته باشيم حتي اگر گوش شنوايي نباشد.

توقع

نمی دانم چرا این همه توقع داریم. اونهم توقع های غیر ضروری!

  مثلا ما روستائیها می خواهیم آب لوله کشی داشته باشیم, اونهم بدون آلودگی, گازکشی داخل خونه هامون, کانال فاضلاب, کانال آبیاری برای کشاورزی, راه مناسب برای تردد, کلاس درس و از همه غیر قابل تحمل تر معلم توانا و آگاه و مسلط به فن آموزش به روز! پزشک روستا و فضای مناسب برای وزیت مریض ها! کتاب و کتابخانه و زمین ورزش! 

  من هم به تبعیت از این هم ولایتی های پر توقع ام انتظار حقوق لازم برای ادامه حیات دارم. 

  در عوض هر گز به هشدارهای مسئولین محترم که مهاجرت روستائیان به حاشیه شهرها را تذکر و تذکاز می دهند اهمیت نمی دهیم و راهی شهرها می شویم.

  واقعا نمی دانم چه مرگمان شده که بلند می شویم راه می افتیم می ریم حاشیه شهرها و جا را بر مسئولین محترم هم تنگ می کنیم. البته اونا توی حاشیه شهرها نیستن ولی نه تنها از حاشیه شهرها مطلعند و به صورت شبانه روزی در حال حل مشکلات روستائیان هستند بلکه به هر حال ناراحت می شوند دیگر

  به هر حال اگر می تونستیم فرهنگ قناعت را نهادینه کرده و الگوی مناسبی برای مصرف آب, گاز, کتاب, از همه مهمتر _نان _ تعریف می کردیم, بدون شک اوضاع بر وفق مراد خواهد بود. به امید روزی که توقعات مان به اندازه و مطابق استانداردهای جهانی باشه.

حقوق دهيار

   بر اساس قوانين دهياري حقوق دهيار طبق قانون كار پرداخت مي شود، دهيار روستاهاي بالاي 1500 نفر(دهيار تمام وقت) برابر يك كارگرـ 250 هزار تومان ـ  حقوق مي گيرد و روستاهاي زير اين جمعيت( دهيار نيمه وقت )نصف اين مبلغ را . بنابراين مي توان چنين برآورد كرد كه اين حقوق نمي تواند انگيزه بالايي در افراد براي دهيارشدن ايجاد كند. از بابت هزينه هاي كه غيرارادي بر دهيار تحميل مي شود مي توان چند دسته را نام برد:

  ـ  يك دهياربه طور متوسط هفته اي سه روز را در مركز شهرستان مي گذراند (براي شركت در جلسات، پي گيري مسائل روستا، آموزش و پاسخگويي به شكاياتي كه در دادگستري عليه دهيار تنظيم مي شود ...)گاهي اوقات در هفته به شش روز در مركز شهرستان، استان يا ندرتا استانهاي همجوار هم مي رسد. كه نه حق مأموريتي در كار است و نه اضافه كاري – البته استثنائاتي وجود دارد كه به همراه يكي از پرسنل فرمانداري اگر باشد ممكن است به حق مأموريت بيانجامد – هزينه رفت و آمدها هيچ تعريفي در قوانين مالي دهياري ندارد كه بخشي قابل توجهي از حقوق دهيار در اين راستا هزينه مي شود.

-  مردم روستا عموما به جز فصل زمستان  بعد از ظهر و يا غروبها بعد از فراغت از كار كشاورزي سراغ دهياري ميايند و لازم است دهياري باز باشد. در بعضي از روستا به لحاظ بافت فرهنگي و معيشتي و وضعيت شغلي ممكن است وضعيت كمي متفاوت باشد ولي در بيشتر روستاها وضعيت به اين گونه است كه ذكر شد. به علاوه جمعه ها هم لازم است درب دهياري باز باشد. در اين وضعيت هم به جز موارد نادر اضافه كاري در كار نيست، زيرا يا دهياري توان پرداخت دستمزد كار اضافه را ندارد يا شورا با اين كار موافق نيست.

 ـ به لحاظ اينكه دهيار نصف روزهاي هفته را در مكاني غير از دهياري – عموما مركز شهرستان ـ پي گير مسائل روستاست و لازم است گاهي تماسهاي مكرري در پي گيري مسائل روستا و هماهنگي با اعضاي شورا داشته باشد،كه بخشي از حقوق اش را نيز بابت هزينه موبايل از دست مي دهد.

 بدون شك موارد ديگري هم هست كه نمي گذارد همان دستمزد يك كارگر ساده ! را نيز دهيار به خانه ببرد و اگر روزي اين مسئله بررسي و راه حلي ارائه شود بدون شك دهيار مي تواند خدمت شايسته تري انجام دهد.

 

صندوق بيمه اجتماعي روستائيان و عشاير كارگزاري8

781500181

حسين

نجفي

اسداله

01/01/1388

781500182

نادر

صفري ثابت

خداوردي

01/01/1388

781500183

اصغر

عزيزي

قهرمان

01/01/1388

781500184

خيرالله

باقري

نصرت الله

01/01/1388

781500185

محمد

عابديني شهباز

علي محمد

01/01/1388

781500186

وحيد

اقبالي

اسمعيل

01/01/1388

781500187

علي اكبر

طلائي مشعوف

غلامرضا

01/01/1388

781500188

عيسي

عباسي مينا

حاجعلي

01/01/1388

781500189

رضا

نورعليان

محمد

01/01/1388

781500190

فاطمه

بابائي

فضل اله

01/10/1386

781500191

كلثوم

محمدي

اسداله

01/10/1386

781500192

زهرا

افشاري

محمد

01/10/1386

781500193

نيره

افشاري

محمد

01/10/1386

781500194

رضا

نرگسي

حاجعلي

01/02/1388

781500195

مهدي

زارعي منصوب

حسن

01/02/1388

781500196

جعفر

جهانگيري

حسن

01/02/1388

781500197

علي

طهماسبي

عباس

01/02/1388

781500198

تورج

غلامي مكمل

علي

01/02/1388

781500199

رضا

دريايي

بهرعلي

01/02/1388

781500200

كيومرث

اقبالي جهان

امير

01/02/1388

صندوق بيمه اجتماعي روستائيان و عشاير كارگزاري7

781500160

عباس

زارعي روشن

صفرعلي

01/11/1387

781500161

علي

سهامي پور دهقان

رستم

01/11/1387

781500162

فيروز

شاهرخي

پرويز

01/11/1387

781500163

مهدي

صبحي امجد

قاسم

01/11/1387

781500164

عبدالحسين

ظهوري هويدا

علي محمد

01/11/1386

781500166

امير

يعقوبي

عباداله

01/11/1387

781500167

عباس

جهانگيري

علي پاشا

01/11/1387

781500168

ابراهيم

سهيلي وجهي

وجيهه اله

01/11/1387

781500169

حسين

مرادي مه

هوشنگ

01/11/1387

781500170

حسين

علامه پايدار

منصور

01/11/1387

781500171

عبداله

مرادي مه

يداله

01/12/1387

781500172

علي اكبر

ميرزايي

عيسي

01/12/1387

781500173

علي اكبر

بابايي

احمد

01/12/1387

781500174

احمد

جباري

ناصر

01/12/1387

781500175

كاظم

درگاهي

يقين علي

01/12/1387

781500176

آرش

يوسفي سيف

مالك

01/12/1387

781500177

علي اكبر

تپه رش

علي اشرف

01/12/1387

781500178

محمدرضا

يارمحمدي عهد

شيرمحمد

01/12/1387

781500179

رضا

عطايي جمال

غفار

01/01/1388

781500180

نبي اله

كورشي آراسته

شمس اله

01/01/1388

آب شرب

    روستاي تاج آباد سفلي جمعيتي بالغ بر دو هزار و سيصد نفر دارد، اهالي آب شرب مورد نياز خود را از چند منبع تأمين مي كنند، عده ای از اهالی از چشمه آب می آورند، عده ای از چاه آب شرب اشان را تأمین می کنند و حدود یک سوم  اهالي هم از آب لوله کشی استفاده مي كنند. آب شربی که در سالهاي 1360 تا 1362 بوده كه جهاد سازندگي يك چند چشمه را از زمينهاي «كوره بلاغ» واقع در ضلع غربی و به فاصله یک کیلومتری  روستا براي تأمين آب شرب اهالي منتقل مي نمايد كه در آن زمان كار بزرگ و مهمی بوده که برای اهالی این روستا انجام گرفته است. بعد از گذشت ساليان زياد با رشد جمعيت و نيز تغيير الگوي مصرف آب در ميان اهالي به افزايش منابع تأمين آب شرب بيشتري احتياج افتاد، كه شركت آبفار شهرستان به فكر انجام اين كار افتاد، سال 1383 اين شركت در پايين دست روستا، ميان رودخانه هاي اصلي «مانگا دول و چه م گه ورا» اقدام به حفر چاه نمود، كه چندان منطقي به نظر نمي آمد، فاصله ي محل چاه  از رودخانه «چه م گه ورا» بيست متر است و «چه م گه ورا» به خاطر عبور از وسط روستا محلي براي تخليه زباله هاي روستا بوده  - و اقدامات دهياري در طول سه سال نتوانسته اين كار را به كلي متوقف كند- به علاوه فاضلاب حمام عمومي و بيشتر خانه هاي اطراف رودخانه نيز به آنجا ريخته مي شود و دليل حفر چاه در آن نقطه را با ابهام مواجه مي كند، از اين گذشته عمق كم خاك و نزديكي سنگ بستر به سطح زمین عملا حفر چاه آبي كه بتواند آب مورد نياز روستا را تأمين نمايد اگر نگوييم غير ممكن، لااقل بسيار سخت مي نماياند، بعد از آن منابع آبي روستا را بررسي كرده و چشمه: «كاني كه له نان» كه در دوره اول شوراي روستا براي تأمين آب شرب واگذار شده بود اما بر روي آن اقدامي نشده بود را بازسازي كرده و براي انتقال به منبع و سپس روستا، لوله گذاري كرد. اما آن چشمه نمي توانست ميزان قابل قبولي آب براي اهالي تأمين كند .سال گذشته به غير از چشمه مذكور، زه منتهی الیه زمینهای مزرعه «ده روه ن» را لوله گذاری کرده و به داخل روستا منتقل کرده تا مردم به شیوه قدیم به صورت موقت از سه شير آب كه در كنار خيابان طراحي گرديده است، استفاده کنند. در حدود 60% مردم از آب لوله كشي استفاده مي كنند، اين استفاده براي 80 درصد بهره برداران (60% اهالي) پانزده دقيقه در روز است و عده اي هم كه در مناطق كم ارتفاع روستا قرار دارند بيشتر است كه البته غير بهداشتي تر، چونكه لوله كشي روستا فرسوده است و به شدت آسيب ديده، آب داخل زمين مي شه و با آلودگي بر مي گرده داخل لوله ها و ... بنابراين روشن مي شود كه اهالي اين روستا بيشتر نياز آب خود از جمله براي دام يا شستشو و استحمام را بايد از چاه و رودخانه تأمين كنند، با توجه به خشكساليهاي سالهاي اخير و خشك شدن چاههاي خانگي و كم آب شدن رودخانه ها مشكلات فراواني براي اهالي روستا پيش آمده است،

    متوسط بارندگي ساليانه تاج آباد سفلي طي 8 سال گذشته بيش از 600 ميليمتر بوده است يعني رقمي برابر با برخي از شهرستانهاي شمالي كشور! اما اهالي براي آب شرب خود مجبورند مصائب فراواني را تحمل كنند.