آموزش و پرورش در مناطق روستایی و مسایل و مشکلات آن
و اما اصل مطلب، البته راستش را بخواين روم نمي شه برم سر اصل مطلب، آخه مي خوام چيزايي رو بگم كه احتمالا خيليا بدشان بياد،در اين روزگار كه هر روز و هر شب صداي وا مصيبتاي معلما گوش فلك را نوازش مي ده كه اي داد حقوقمان كمه و دخل و خرجمان با هم نمي خونه و (مشكل اينه كه تو اين كشور هر كس در هر پست و مقامي دوست داره در بهترين وضع رفاهي ممكن زندگي كنه مثلا من آخرين حلقه مديرتي و در عمل كم اهميت ترين! مديريت در كشور را دارم ميخوام مثل يه تاجر اسلحه زندگي كنم)، البته ممكنه در ساير جوامع در حال توسعه نيز وضع به همين شكل يا بدتر باشه اما به هر حال عجالتا بريم سر ادامه اصل مطلب!
باور كينيد اينقدر در جامعه سر و صداي معلم زياده كه يا كسي صداي منو نمي شنوه يا اگرم بشنوه فكر مي كنه اشتباه كرده (يعني شنيده)! به هر حال ما مي گيم تا ديگران نشنيده بگيرند: به دلايلي زيادي من فكر مي كنم نظام آموزشي در روستاها آشفته است و شايد در شهرها هم (البته ما كه تا به حال پايمان را از ده مان بيرون نذاشتيم به خودمان اجازه نمي ديم در مورد شهرها ابراز عقيده و نظر كنيم) وضع به همين منوال است و گرنه مگر ممكنه كه يك وزارتخانه اينقدر وزير عوض كنه! اهميت آموزش آنقدر بديهي است كه نياز به تذكر و تذكار ندارد
1-معلم هاي مدارس طوري دلزده و وازده سر كلاس و توي مدرسه حاضر مي شوند كه آدم فكر مي كنه يكي از پست ترين مشاغل موجود را برگزیده اند غافل از اينكه تا همين چند سال پيش معلمي شغل انبياء بود و معلمهاي ما به شغلشون عشق مي ورزيدند.
2-شيفت صبح ساعت 8:30 شروع مي شه و ساعت 12:00 تمام ميشه يعني سه ساعت و نيم و از اين رقم چاي خوردن ،سيگار كشيدن و زنگهاي تفريح را اگر كم كنيم رقم خوبي بدست نمي آيد!! شك نكنيد كه شيفت بعد از ظهر به از اين نيست.
3-وسايل و ابزارهاي آموزشي و کمک آموزشی كه در مدارس استفاده مي شود بلا شك در ساير بلاد (به ويژه افرنجيه) سالهاست كه مطرود شده مثلا بعيد ميدانم از تخته سياه و گچ و مشق شب و چوب و كابل و شلنگ!! استفاده شود و به احتمال زياد از رايانه و ويدئو پروژكتور و روشهاي آموزشي و روانشناسي جهت ايجاد خلاقيت و ابتكار در دانش آموزان استفاده مي شود.
4-دانش آموزي كه تحت اين شرايط آموزش مي بيند با طراوت نيست، شما هم مي توانيد از نزديك در مدارس روستاها ببينيد آنچه را كه من ديدم. و اگر تنابنده اي از اين طفل هاي معصوم شيطنتي بكند بايد اولياء به مدرسه احضار شده و پاسخگو باشد.
5-معلم نه تنها به علم روز آگاه نيست بلكه از علم ديروز هم نا آگاه است و قبل از آموزش دادن بايد خود آموزش ببيند آن هم به صورت مداوم و پويا.
واقعا چرا معلمها دادشان گوش فلك را كر مي كن و هر روز يا جلو مجلسند يا تحصن كرده اند يا مشغول تدارك برنامه اي براي دفاع از حقوق از دست رفته!! خويشند.
در اين كشور بيش از پنج ميليون خانوار ارتزاقشان از راه كارگري است، كارگري كه ساعت كارش از 10 تا 15 ساعت در شبانه روز است و بيمه و عيدي و پاداش و اضافه كاري و بازنشستگي و ...ندارد معلم با سه ساعت (غير مفيد) كار صد البته مفيد از تمام مزاياي فوق بهره مند است و هر روز فرياد مي زند، اما كارگر حتي بلد نيست اعتراض كند و بگويد وضع اش اينگونه است.
نوستالژي! البته ما كه بچه بوديم معلم با ما فوتبال بازي مي كرد، مدير مدرسه بعد از ظهر نوار شجريان مي ذاشت و تا شب كنار ما يا فوتبال و شطرنج بازي مي كرد يا در مورد يه كتابي كه ما هم خوانده بوديم صحبت مي كرديم. اما الان كه ديگه بچه نيستيم بهم ميگن اين صحبتا مال بزرگاست يعني هنوز ما را به رسميت نمي شناسند و اگر هم مارا به رسميت بشناسند آن روز روزي است كه من هم به اين مسائل مي گم اينها كه مهم نيست .
این مطلب ادامه خواهد داشت
این وبلاگ به بیان مسایل و گزارش مدیریت روستای تاج آباد می پردازد.