دو سال از آغاز فعالیت کتابخانه زانیار می گذرد.دو سال پر رونق و موفق

   خیلی امیدوار نبودیم.، دست خالی، موضع گیری منفی بزرگسالان روستا علیه تحصیل و کتاب، بی پولی و حمایت بسیار ضعیف ادارات. اما تصمیم گرفتیم چون که نیاز داشتیم، اما یک چیز خیلی مهم داشتیم. افراد با  عشق و پرتوان. کار را آغاز کردیم.

   به قول عطار: 

گر مرد رهی میان خون باید رفت               از پای فتاده سرنگون باید رفت

تو پای به ره نه و هیچ مپرس                  خود راه گویدت که چون باید رفت

  اولین مخالفان تاسیس کتابخانه در غالب تاسیس کانون فرهنگی اعضای هیات امنای مسجد بودند ، به اتفاق  اعضای کانون چند بار با هیات امنا جلسه گذاشتیم و از مزایای کتاب و کتاب خوانی و اهداف کانون در جذب جوانان به مسجد گفتیم اما میخ آهنین در سنگ فرو نرفت که نرفت! هر بار که جلسه می گذاشتیم از دفعه قبل محکم‌تر مخالفت می کردند. پس به فکر اجاره مکانی برای کتابخانه افتادیم و قرار شد اجاره بهای مکان کتابخانه را هیات امنا بپردازد. بیشتر اهالی بزرگسال هیچ تصوری از کتابخانه نداشتند و شاید علت اصلی مخالفت‌اشان نیز همین بود. مکان اولی که اجاره کردیم قرار بود ماهی 15 هزار تومان اجاره بدهیم. سه ماه بعد برای توسعه خانه اش عذر ما را خواست اما هیچ پولی هم از ما نگرفت. می گفت: من فکر می کردم شما از این راه پول در‌می آورید، وقتی دیدم کارتان کاسبی نیست من هم دلم نمی خواهد از شما پول بگیرم. تعداد کتابهایمان کمتر از 500 جلد بود. صد جلدی را از اداره ارشاد اسلامی بهار گرفتیم که معمولا کتابهای سنگین مذهبی بود و اعضای کتابخانه که بیشتر دانش آموز مدارس ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان بودند هیچ توان و رغبتی برای مطالعه‌ی آنها نداشتند .صد و ده بیست جلد از کتابها را خانم مهرنوش نجفی راغب عضو شورای اسلامی شهر همدان و همراهان ایشان به کتابخانه زانیار هدیه کردند . این اقدام ایشان نه تنها رونق فراوانی به کتابخانه بخشید بلکه حضور ایشان و دوستانشان،اعضای کتابخانه را برای ادامه کار و تجهیز کتابخانه پر انگیزه کرد . در آغاز به پیشنهاد ایشان نام کتابخانه را کسری نهادیم مدتی بعد نام فارسی کسری را به نام کردی گل هیرو برگرداندیم.بعد از گذشت مدت کوتاهی آن نام را نیز که نام کردی گل ختمی است با زانیار – به معنی دانا – جایگزین کردیم و با همین نام ماندگار و معرفی شد. در جریان تبلیغات انتخاب نماینده مجلس شورا بود که با دکتر سید حبیب اله موسوی – از اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان همکلام شدم. ایشان برای معرفی یکی از کاندیدهای نمایندگی به روستای ما آمده بود. در مورد کتابخانه واشتیاق و نیاز دانش آموزان صحبت کردم. چند روزی از این دیدار نگذشته بود که دم عصر ایشان به روستا آمد و بیش از شصت جلد کتاب کمک درسی و رمان برایمان آورد. با یکی از اعضای کانون به استقبالش رفتیم. به نظرم آمد که ایشان با دیدن میزان خوشحالی ما مزدش را گرفته بود، زمانی که ایشان رضایتمندانه روستا را ترک کردند این نکته را دریافتم. قبل از رفتن هم گفت: با عجله کتاب خریدم، دفعه بعد با دقت بیشتری کتاب برایتان خواهم آورد.

  در روز به بیش از بیست شخصیت علمی، فرهنگی، سیاسی، هنری و مذهبی کشور ای‌میل می‌زدم و درخواست کتاب می کردم. شاید دو هزار نفری شدند. در پست قبلی نام خیلی از افرادی که کتابخانه‌‌ی زانیار را نواخته‌اند نوشته‌ام، هر کدام هم که وبلاگ داشته اند در پیوندها لینک کرده‌ام.برخی از دوستان را هم فراموش کرده‌ام مانند دوست و همکار ارجمندم آقای شادمانی که از نخستین افرادی بودند که به کتابخانه ما هدیه داد اینجا و الساعه ازشان عذر می خواهم و دستشان را می بوسم.

    سه بار کتابخانه را جابجا کردیم. به جز اولین موجر بقیه با طمع کاری فراوان سه ماه یکبار کرایه بیشتر می خواستند، ما هم که نمی توانستیم اجاره را زیاد کنیم مجبور به نقل مکان می شدیم.الان دو ماه است که برای بار چهارم کتابخانه را جابجا کرده ایم. بعد از رسیدن کتابهای آقای مهرداد تویسرکانی دیگر کتابخانه امان کاملا پربار بود و برای جابجایی‌اش مشقت می کشیدیم – به ویژه مدیر کانون ، خیلی ناراحت می شد، بیشتر به خاطر اینکه مبادا در این جابجایی‌ها به کتابها آسیبی برسد.- عجب دنیاییه! همه می نالند که چرا سرانه مطالعه کمتر از یک ساعت یا نمی دانم یک دقیقه یا شاید هم کمتره! ما دربدر دنبال کتاب می دویم و گیر نمی آوریم.

   اکنون تعدا کتابهایمان از سه هزار جلد افزون شده و اعضای آن هم از عدد چهارصد گذشته است. کم سن ترین آنها هیمن 3 ساله - که اکنون 4 سالگی‌اش را هم گذرانده - و مسن‌اشان هم 78 سال سن دارد. کتابخانه دیگر جای غریبی در روستا نیست. کتابها را دست بدست می چرخانند، در مورد‌اشان حرف می زنند و گرامی‌اشان می دارند.

         از دستاوردهای جدید کتابخانه زانیار که عنقریب یک انقلاب فرهنگی از نوع نرم را در روستایمان رقم بزند این است که دختران محروم مانده از تحصیل را به ادامه درس خواندن متمایل کرده است. بیش از سی نفرشان امسال ادامه تحصیل را به صورت داوطلب آزاد – از کلاس اول راهنمایی - آغازیده اند و امیدواریم سال آینده در صورت حمایت اداره آموزش و پرورش، این تعداد به بیش از 50 نفر برسد. خلاصه دانش آموزان و دانش جویان و هر کسی را که به کتاب علاقه ای داشته گرد کتابخانه زانیار گرد آمده اند. مسول بخش بانوان از روستاهای اطراف هم عضو گرفته است و این عضو گیری ادامه دارد.

ای کاش می توانستیم یک مکان مستقل برای آن ایجاد می کردیم..

توضیح :

با وجود اینکه در پست قبلی کتابخانه از بیشتر افراد یا نهادهایی که در این کار ما را یاری نمودند تقدیر کرده بودیم اما اینجا هم به خاطر کتابهایی که از سوی سازمان محیط زیست همدان - تحت عنوان کتابهای سبز - به کتابخانه هدیه شد و مورد استقبال فراوان کتاب‌خوانها قرار گرفت و هم به دلایلی دیگر! از دوستان محیط زیستی تشکر می‌کنیم.