من دادگاه میروم پس هستم
یک مسول گرامی در میان آن همه ظلمی که در وبلاگ اشاره کردهام که بر من و ما رفته است تنها این جمله را دیده که : در دادگاه شهرستان احتمال اعمال نظر پروندهي مديران وجود دارد بنابراين راي عدم صلاحيت خورد و به دادسراي همدان رفت و این شده پیراهن عثمان که تو نشر اکاذیب کردهای و بایستی جواب بدی.
حالا هی قسم حضرت عباس بخور که ما منظورمان این است که قانونگذار برای جلوگیری از فشار بر قضات شریف دادگاه در جریان رسیدگی به اتهامات مطروحه در پروندههای مدیران. قانونی وضع کرده که این پروندهها در دادگاه مرکز استان رسیدگی شود. مگه به خرج کسی میرود؟
در پست صداقت من به چه دردم خورد؟، جناب محمد درویش نوشته بودند: واقعن متاسفم ... چرا باید کاری کنیم که همه ترجیح دهند که اصلن دیکته ننویسند تا مبادا غلطی از آن درنیاید؟
درویش جان بیا تماشا کن دیکته و دیکته نویس و مصصح آنرا!
ما که هم به چشم دیدهایم و هم هر جا که توانستهایم با این زبان الکن گفتهایم از چشمامان ناراستی دیدهایم اما از دادگاه شهرستان بهار و - تا آنجایی که برای ما بوده - از دادگاههای استان همدان جز دادگری ندیدهایم پس چرا حالا ...؟
واقعن هم اگر تمام دادگاههای ما مثل این شعباتی که ما گذرمان افتاده است اینگونه قضاوت کنند چه کسی است که از دادگاه ابراز رضایت و امنیت نکند؟
خدا عاقبت همهی ما را به خیر کند.
این وبلاگ به بیان مسایل و گزارش مدیریت روستای تاج آباد می پردازد.