ملی شدن حرکت فرهنگی
یک حرکت فرهنگی را در روستا آغاز نمودیم. رفقای فرهنگ دوستمان در شهر همدان کتابهای درسی را خریدند،سیما خانم هموطن دلسوزمان هم به نمایندگی از گروه (آزیران)، انجمن نیکوکارشان، هزینهی ثبتنام دانشآموزان را پرداختند، دوست عزیزی هم که ارتباط دوستان زانیار را ایجاد میکند و مایه ی پشت گرمی ما هستند؛ درصدد یک حمایت اساسی از روستای تاجآباد برآمده اند، ایوب عزیز از کرمانشاه، کتابهای گرانقدری از علی اشرف درویشیان و محمود دولتآبادی و مرادی کرمانی و ... فرستاد و راهنمایی ارزشمندی برایمان ارسال نمودند، خانم اسماعیل زاده ارجمند کتابهای بچهها را خواهد فرستاد و ما را همه جوره نواخته است، سروی مهربان از همان روز اول ما را تشویق کرد و به ما قوت قلب داد، محمد درویش از هر فرصتی برای خاک کردن ما استفاده کرد، غزل، بانویی از شیراز هر چه جزوهی فیزیک - کم نظیر - و کتاب درسی و غیر درسی مفید گیر آورده بود با دو کارتن بزرگ فرستاد، لطیف عبادی عزیز هر از گاهی به ما سر میزند و ما را سرفراز میکند، نیمای عزیز، نسرین گرانقدر، خورشید خانم و شادی هم کم نگذاشتند و تا میتوانستند برای کتاخانهی زانیار حامی جمع کردند. شکوفه خانم هم برای آغاز به کار نمایشگاه کتاب لحظهشماری میکرد تا لیست بلندبالایی که برای خرید کتاب سفارش داده بودم! را تهیه کند. مرضیه ناظری بزرگوار همواره ما را به طبیعت سبز اندیشهاش دعوت میکند، مهدی ظفری هم کم نگذاشت و حمایت جانانهای کرد . آرمان، پوریا ، یک دوست و همکار از لالجین، الهام، رسول کریمی عزیز و تمام عزیزانی را که ناماشان را فراموش کردم اما آنها را ستودهام به خاطر این همراهیاشان؛ این دوستان - به جز مهدی عزیز و آن دوست لالجینی - را هرگز ندیدهام و اطمینان دارم که نمیتوانم جبران محبتاشان را بکنم اما معلمهای بزرگ این نودانشآموزان ؛ که سن کوچکی دارند را همواره میستایم. مریم و علی و مرضیه و هاجر که به ترتیب تدریس درسهای زبان انگلیسی، ریاضی، علوم تجربی و زبان فارسی را بر عهده گرفتهاند، نه حقوقی، نه چشمداشتی، نه ان قلتی! درس و مشق خودشان را شب میخوانند و روزهای کلاس را به یاری این نوکلاسها میشتابند .
اصلن عادت به زشتگویی و درشتنویسی ندارم و علاوه بر نداشتن عادت به این کار، جسارتاش را نیز ندارم! اما در پیگیری این پروژه آن زمان که آموزش و پرورش بهار و همدان شیری را که از مادرم خورده بودم از دماغام بیرون آوردند موجب شد که به خودم جرات دهم و این کلمه - ان قلت -را در مورد آموزش و پرورش و پرسنلاش بر قلم آورم! در پستی جداگانه چگونگی بیرون آوردن شیر فوقالاشاره از دماغم توسط ادارهی مربوطه را خواهم نوشت.
اما اکنون فقط به قصد ستایش این نیمچه حرکت ملی! از تمام انسانهای شرافتمندی که ما را یاوری نمودند نوشتم و تقدیر نامه را حق مسلم خود و نوکلاسهای روستا میدانم.
پینوشت:
1 - با وجودی که ادارهی بهزیستی برای حمایت از این قبیل حرکتهای فرهنگی - اجتماعی، تعریف دارد اما کمکی نکرد اما یکی از پرسنل شریفهی اداره - خانم غیاثی - ؛ هزینه ثبتنام یکی از این نودانشآموزان را شخصن پرداخت کرد.
2 - کمیتهی امداد هم چهار نفر از این نودانشآموزان را پوشش داد.
3 - ادارهی محترم آموزش و پرورش شهرستان بهار و همدان تا این لحظه هیچ کمکی نکردهاند و اگر از دستاشان برمیآمد به هر وسیلهی ممکن این حرکت را متوقف میکردند!
این وبلاگ به بیان مسایل و گزارش مدیریت روستای تاج آباد می پردازد.