برای تهیه آمار کشاورزی سال 82 روستا درخواستی را به سازمان آمار کشور ارسال کردم. در پاسخ شماره تماسهایی ارسال شده بود که پیرو آن تلفنی با مسولین سازمان در خصوص نحوه تحویل گرفتن فایلهای آمار مذکور صحبت کردیم و مرا به معاونت برنامه ریزی استانداری – سازمان مدیریت سابق یا سازمان برنامه و بودجه اسبق – ارجاع دادند.
دو سال پیش برای پی گیری- و فرض محال - اصلاح اشتباه آماربرداری سال 85 که لطمه های زیادی را به روستا زد به این دایره مراجعات فراوانی داشتم و صد البته بی نتیجه! مدیر کل مربوطه در عین ناباوری مرا شناخت و به گرمی استقبال کرد و پی گیری آن سال و حواشی آنرا یادآوری کرد. درخواستم را ارائه کردم اما بر خلاف گفته کارشناس سازمان آمار، فایل 52 صفحه ای آمار کشاورزی سال 82 روستای ما در اختیار ایشان نبود بنابراین نامه مرا به پیوست نامه دایره ی خودشان به سازمان آمار ارسال نمود.
در مورد خطای آماری سال 85 که باعث گردید آمار 2289 نفری روستای ما 1855 نفز ثبت گردد صحبت کردیم. بخش مهم مسئله مربوط به پرسش نامه های سازمان آمار بود که افرادی را که برای کار برای مدتی دور از خانه بودند را از آمار روستا کسر کرده بودند و بر این مسئله دو اشکال وارد است: 1 – افرادی که اینگونه از آمار روستایمان کسر شده بودند در هیچ جای ایران ثبت نشده اند. 2 – آنهایی که اینگونه از آمار کسر شده اند بیشتر مایحتاج زندگیشان که شامل سوبسید می شود را از روستا تهیه می کنند. در حالیکه سهمیه شان را به روستا تحویل نمی دهند. البته شاید برای کسی که این پرسش نامه ها را تهیه می کند مانند خیلی دیگر از چیزهایی که در کشور استفاده می شود ترجمه متون و علوم خارجی باشد و برای آنها مفید است و وارد کننده و مجری آن هیچگاه به مخیله شان نرسد که روستائیان ما برای استحصال قوت لایموتشان مجبورند بیش از نیمی از سال را به دور از خانواده در استانهای دیگر به سر می برند. اما آقای مدیر ایدهی دیگری داشتند که به نظر جالب و ارزشمند می آمد: ایشان معتقد بود خطاي كسر شدن كساني که از آمار ما کسر شده و در هیچ جائی ثبت نشده اند کم کاری سازمان آمارگيري مکانی بوده که در آنجا مشغول کار بوده اند و از این مهمتر اینکه این آمار برای اهداف کلان کشور و مدیریت کلان طبق یک استانداردهای مشخصی برداشت می شود.
در خصوص تحویل اقلامی که شامل سوبسید می شود یا گزینه هائی مانند بن کالا و سهام عدالت که از كارهاي دولت نهم بوده است یا هر برنامه ی دیگری از این دست بایستی به شورا، دهیار و بهورز مراجعه شود و آمار را از آنها بگیرند. اگر آنها برخواسته از قانون کشورند. پس بایستی برابر نظر آنها برنامه ریزی شود. از این گذشته می توان با ایجاد ساز و کارهای لازم نظیر شبکه شدن اطلاعات خانه های بهداشت کل کشور و ارتباط آنها با ثبت احوال از هر گونه تحریف در آمار توسط هر شخصی جلوگیری نمود. اینگونه بر خلاف حکایت کنونی کشور نقش مدیریتی محلی بسیار جدی گرفته خواهد شد. اما در حالت عکس یعنی رویه ی کنونی در روستائی برابر دستورالعمل و پرسش نامه ها آمار روستا را 33 نفر ثبت کرده ایم در حالیکه 35 نفر جمعیت واقعی روستا بوده و این مسئله چه قدر برای شورای روستا دردسر ایجاد کرده. سهمیه آرد روستا دو نفر کم شده, مردم روستا به شورا اتهام دزدی زده اند, وقتی شورا برایشان روشن کرده که این اشتباه آماری است تازه مردم مدعی اند که شورای بی عرضه ای دارند که نمی تواند سهمیه کامل آرد روستا را از اداره غله بگیرد و رئیس شورا با بخشیدن سهمیه آرد اعضای خانواده اش به قضیه پایان می دهد!!




