در پست صدور پروانه کسب و پیشه در روستا به بحث صدور پروانه های کسب در روستا پرداختیم و نحوه ی پی گیری مسئله را هم شرح دادیم. با وجود گذشت 4 ماه از این مسئله هرگز اقدام مثبتی در این خصوص در فرمانداری یا مجمع امور صنفی انجام نگرفت. بنابراین لازم بود این دور تسلسل باطل از سر گرفته شود. بعد از مذاکره مفصل با مجمع امور صنفی قرار بر این شد که از سوی دهیاری مواد قانونی مربوط به صدور پروانه های کسب و پیشه به فرمانداری و از آن طریق به اداره بازرگانی ارسال و در آخر به مجمع ابلاغ شود تا از دهیاری نیز برای صدور پروانه کسب استعلام شود! و دهیاری ضمن مطابقت ملک با قوانین دهیاری و وصول عوارض مصوب شورا پاسخ استعلام را به مجمع ارسال کند. دهیاری ای که برابر قانون بایستی مرجع صدور پروانه باشد! حالا با دو سال کشمکش؛ تازه می خواهند به رسمیت بشناسندش! به هر حال اقدامات اولیه انجام گردید و به احتمال زیاد ارسال نامه ی فرماندار هم باعث از سرگیری استعلام از دهیاری خواهد گردید ولی هیچ تضمینی نیست که مجمع دوباره از این کار سر باز نزند.
قبل از شيوع آنفولانزاي فصلي و جديد يا همان نوع آ و ساير امراض اين فصل پزشك خانواده هفته اي يكبار به خانه بهداشت روستا مراجعه مي كرد و گاهي اوقات تا بيش از 50 نفر را ويزيت مي كرد و براشان نسخه مي نوشت، اغلب داروهاي مورد نياز هم همراهشان بود و اين خدمت نيكوئي است براي روستائيان، اما با شروع امراض مورد اشاره بيش از يكماه است كه ديگر پزشك به خانه بهداشت روستاي ما كه با احتساب دو روستاي اقماريش 2800 نفر جمعيت دارد، مراجعه نكرده است و شبكه بهداشت شهرستان هم در برابر تقاضاي دهياري براي اعزام پزشك كمبود نيرو را عنوان كرد.
با توجه به اعلام مكرر خطر آنفولانزاي جديد كه هر روز بر تعداد قربانيانش در كشور افزوده مي شود، آيا اين كار منطقي است؟ و در صورت شيوع اين بيماري چه كسي مسؤل است؟
آموزش و پرورش شهرستان بهار در اقدامي عجيب مدارس متروكه روستا را به حراج گذاشته است. زماني كه براي احداث يك مدرسه در روستا شورا به هزار در مي زند تا زمين مهيا كند با چه توجيهي آن ملك از سوي آموزش و پرورش به فروش مي رسد؟ مگر آموزش و پرورش آن را خريده است كه حالا مي فروشد؟آيا بهتر نيست آن ملك دوباره به مالك اصلي آن - روستائيان - برگردد؟ همچنانكه از سوي آنان بي هيچ منتي به اداره مذكور واگذار شده بود؟ تا در وقت نياز دوباره در اختيار آن اداره يا اداره اي ديگر كه در روستا جاي پايي دارد گذاشته شود؟آيا از مسؤلان روستا و اهالي روستاها نظرخواهي شد؟آيا اينگونه اعتماد روستائيان سلب نمي شود؟
در پست به مناسبت روز آمار پيشنهادي مطرح كرده بودم كه از تكرار خطاي وحشتناك آماري- 25 درصدي – مي توانست جلوگيري كند و آنرا به درگاه ملي آمار ارسال كردم. دوشنبه 18 آبان ماه ساعت 5 عصر مدير كل محترم دفتر جمعيت كشور با من تماس گرفتند و در مورد اين پيشنهاد به طور مفصل صحبت كرديم. اينكه مدير ارشد آمار كشور تا اين ساعت از روز مشغول كار بوده و به پيشنهاد مدير يك روستا – به نسبت 60000 روستايي كه در كشور وجود دارد – ارج نهاده اند و در مقام پاسخگوئي برآمده اند، در نوع خود بسيار زيبا و ستودني است. اما در پايان اين مذاكره ايشان حاضر به پذيرش خطاي آماري مورد بحث يا گسيل كارشناس براي بررسي اين موضوع و ريشه يابي علل اين حادثه نادر جهت جلوگيري از تكرار آن نشدند– آمار روستاي ما در سرشماري سال 85 به جاي 2291 نفر 1855 نفر ثبت گرديده است – و گفتند كه بررسي صحت و سقم ماجرا از معاونت برنامه ريزي استان در اين مورد استعلام مي نمايند. البته ايشان به پي گيري رسمي و اداري نيز اشاره كردند كه انجام شد. اما بديهي است آماري كه در درگاه آمار ايران ثبت گرديده است همان آماري است كه در معاونت برنامه ريزي استان همدان درج شده است و صرف پرسش از اين معاونت جوابي جز تاييد 1855 نفر را نخواهد داشت. لذا شايد صحيح تر آن باشد كه در يك بررسي دقيق در روستاي مورد اشاره به اين مسئله پرداخت . به هر حال اكنون سرشماري آزمايشي جزو برنامه هاي سازمان آمار است و چه خوب است كه پيشنهاد ما را نيز در برنامه سازمان قرار دهند.
همگان بر لزوم آموزش در همه سطوح جامعه اذعان دارند، اما آيا آموزش در مراحل اوليه در مدارس كشور به شكل صحيح آن انجام مي گيرد؟ در درجه بعد آيا آموزش به شكلي كه انجام مي گيرد – در صورتيكه فرض كنيم مطابق پيش بينيها به شكل صحيح انجام گيرد – براي آينده اي مناسب با نيازهاي پژوهشي جامعه سازگاري دارد؟ معلمهاي مدارس از سطح حقوق خود كه با نيازهاي زندگي اشان تناسبي ندارد ناراضي اند و با مقايسه سطح درآمدي آنها و تورم موجود در جامعه انصافا مي توان به اين نتيجه رسيد كه بخشي از مطالبات آنها كاملا منطقي است. از سويي ديگر آن نگاه اجتماعي و عاطفي به شغل معلمي – كه آنرا شغل انبيا مي دانست – در نظام آموزش و پرورش ما به شدت كمرنگ شده است. نظام آموزشي ما نيز كه به طرز فزاينده اي فرم گرا شده و كيفيت كار آموزش پائين آمده و اين شكل آموزش در حال نهادينه كردن بي دانشي در بين دانش آموزان مقاطع مختلف است.آمار قبوليها بر محتواي يادگيري دانش آموزان اولويت دارد اگر كمي دقيقتر نگاه كنيم محتواي يادگيري و كيفيت آموزش چيزي نيست كه مطلوب سيستم آموزشي باشد بلكه صرفا آمار صد درصدي قبول شدگان از معلمها و مديران مدارس طلب مي شود و اين روند ناصواب به شكلي فزاينده در نظام آموزشي - يا دست كم در مدارس روستائي - در حال رشد است . بديهي است اگر وضع به همين منوال ادامه يابد به بن بستي خواهيم خورد كه تا ساليان متمادي بايستي براي برون رفت از آن تلاش كنيم.
ادامه مطلب
موقعيت جغرافيايي:
روستاي تاج آباد سفلي واقع در 32 كيلومتري شمال غربي شهر همدان و در ضلع غربي جاده همدان – كرمانشاه از توابع بخش مركزي شهرستان بهار در ارتفاع 2000 متري از سطح دريا قرار دارد. كه با مركز اين شهرستان 24 كيلومتر فاصله دارد. اين روستا مابين دو رشته كوه آلمابلاغ و گيجي قران از سمت غرب و شرق محصور شده است كه به علت كوهستاني بودن داراي زمستاني سخت و طولاني و تابستاني معتدل است
جمعيت و اشتغال:
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مدير محترم مدرسه راهنمايي پسرانه شيهد قدوسي تاجي آباد آقاي ح .س با تمام توان در مقابل تشكيل كلاس دبيرستان به صورت ضميمه مخالفت كرد و موفق شد از تشكيل كلاس اول دبيرستان در روستا با وجود گرفتن موافقت مدير شهرستان توسط اعضاي شوراي اسلامي و دهيار ، ممانعت كند. به دفعات با ايشان صحبت كردم اما هرگز نتوانستم متقاعدشان كنم تا كلاس در روستاي 2300نفري ما تشكيل شود. با شورا هم به سراغش رفتيم اما مرغ مدير مذكور يك پا بيشتر نداشت . تنها علتي هم كه بر زبان راند، تخصصي نبودن دبيران مدرسه شهيد قدوسي بود. هر چند كاملا قبول داشت كه دبيران روستاي آبرومند 1660 نفري – كه مركز دهستان و روستا مركز است - نيز تخصصي نيستند.
ادامه مطلب
سال 90 سال آمار گيري است. قبلا هر 10 سال يكبار اين كار انجام مي گرفته است. اما امروزه با تغييرات سريعي كه در بافتهاي جمعيتي صورت مي گيرد دولت درصدد است سرشماري نفوس و مسكن را هر 5 سال يكبار انجام دهد. با توجه به اينكه در سرشماري سال 85 آمار روستاي تاجي آباد سفلي به جاي 2291 نفر - كه اكنون به 2320 نفر رسيده است- را 1855 نفر ثبت كردند و تمامي پي گيري هاي دهيار و شوراي اسلامي هم به نتيجه اي نرسيد - و هيچ بعيد نيست كه در ساير مناطق جمعيتي كشور نيز نظير همين خطا صورت گرفته باشد، - به هر حال طي نامه اي به سازمان آمار كشور پيشنهادي ارائه نمودم تا بررسي لازم جهت يافتن علل و عوامل اين خطا صورت گيرد تا در سرشماريهاي بعدي اين خطا تكرار نشود. اميد است سازمان آمار اين كار را انجام دهد.
آقاي (( ص.ش )) در مزرعه اش واقع در ضلع جنوبي روستا باغي ساخته كه در حال رسيدن به بهره دهي بود اما يكشنبه شب يك يا چند نفر از خدا بيخبر بيش از 200 اصله درخت اش را قتل عام مي كنند. درختان از انواع مختلفي بودند: گردو، بادام، صنوبر، سيب، هلو، شليل، آلو، سنجد و نارون. بيش از ده سال است كه به اتفاق برادرش در اين مزرعه (واقع در منطقه اي به نام ممه صالح)تلاش مي كند. استخري براي جمع آوري آب چشمه اش ساخته و نصف درختان را به مدت سه سال دستي آب مي داد و يك سوم درختان را تا امسال دستي آب مي داد.
ادامه مطلب